السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

338

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

برههء كوتاهى پس از هجرت مسلمانان به حبشه و احتمالا تا برگشت فرستادگان قريش ، نوعى آرامش نسبى در مكّه برقرار شد . اخبار اين آرامش كوتاه مدت و آتش بس غير رسمى به گوش مسلمانان در حبشه رسيد . از سوى ديگر شاهد حوادثى بودند كه به خاطر آنان براى نجاشى پيش آمد . از اين رو پس از دو يا سه ماه شمارى از آنان از جمله عثمان بن مظعون به قصد مكّه بازگشتند . تعداد آنان را بيش از سى مرد گفته‌اند . آرى ، راز حقيقى بازگشت برخى از مهاجران همين بود ، نه افسانهء غرانيق كه دشمنان اسلام گفته‌اند . ما ترديدى در كذب قصّه غرانيق نداريم . قريش كه تلاش‌هاى خود را براى بازگرداندن مسلمانان مهاجر به هدر رفته ديد ، دوباره شكنجه و آزار و اذيّت مسلمانان باقى مانده در مكّه را از سر گرفت و با استهزاء ، تمسخر ، اتهام به جنون و جادوگرى ، پيامبر اكرم ( ص ) را آماج انواع مختلف شيوه‌هاى جنگ روانى قرار داد . 10 . افسانه غرانيق خلاصه اين داستان دروغين چنين است كه پس از گذشت حدود دو ماه از هجرت مسلمانان به حبشه ، پيامبر ( ص ) با مشركان به گفتگو نشست . خداوند سورهء نجم را بر او نازل كرد . پيامبر ( ص ) اين سوره را تلاوت كرد تا به اين آيه رسيد : أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى ، وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى . « 1 » در اين هنگام شيطان دو عبارت ديگر را به او وسوسه كرد و حضرت به گمان وحى ، آن دو جمله را به زبان آورد كه مىگويد : تلك الغرانيق العلى و انّ شفاعتهنّ لترتجى .

--> ( 1 ) . نجم ( 53 ) : 19 - 20 .